باور بسیاری از مسلمانان این است که شهربانو دختر یزدگرد ساسانی همسر امام حسین (ع) بوده و گاه حتی به این مسئله افتخار هم می ورزند که حسین (ع) داماد ایرانیان بوده است و بنابراین بعد از کشته شدنش ایرانیان بسیار غمگین شده اند و هر سال مراسم عزاداری برپا می کرده اند.
و اما حقیقت چیست ؟ آیا واقعا حسین (ع) شوهر شهربانو بوده و یا این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن "شعوبیون"(۱) است ؟
علامه مجلسی در بحار الانوار (ج۱۱-ص۴) می گوید: "مادر امام سجاد(ع)، شهربانو دختر یزدگرد ساسانی بوده است که در زمان عمر و در جنگ های ایران و اعراب اسیر و به مدینه آورده شد. از او تنها یک پسر به دنیا آمد که سجاد (ع) است."
در این قصه تصریح شده است که شهربانو از اسرای مدائن است و عمر قصد داشت او را بکشد و حضرت امیر (ع) نجاتش داد. پیداست سازندگان این داستان که ایران پرستان بودهاند خواسته اند علی را در برابر عمر که دشمن ساسانیان و شکست دهندهی سپاه یزدگرد است، طرفدار ساسانیان جلوه دهند ولی متوجه نشده اند که اگر سجاد (ع) نوهی یزدگرد است و دختر شهربانو، پس باید حسین (ع) در سال ۱۸ ازدواج کرده باشد (در سن 15 سالگی) در حالی که سجاد (ع) در سال ۳۸ متولد شده است.
حال اگر هر دو اشتباه بالا را تایید کنیم اشکال دیگری پدید میآید و آن اینکه میان شکست یزدگرد و اسیر شدن خانوادهاش ۲۰ سال فاصله میافتد. و تصریح هم شده که شهربانو جز سجاد (ع) فرزندی نیاورده است.
علامهی مجلسی که متوجه عیب کار شده، راه حلی به نظرش میرسد و میگوید: "بعید نیست که در این روایت کلمهی عمر تصحیف کلمهی عثمان باشد. یعنی قضیه در زمان عثمان اتفاق افتاده اما اشتباهی بجای عثمان، عمر نوشته اند.
دنبالهی روایت که از امام صادق (ع) نقل میشود این چنین است:
علی فقال: چه نام داری ای کنیزک ؟
دختر یزدگرد قالت: جهانشاه
فقال:بل شهربانو یه
قالت:تلک اختی
قال: راست گفتی!
راوی نمیدانسته بر فرض که علی (ع) با دختر یزدگرد فارسی هم حرف بزند، با این فارسی ای که علی حرف میزند شهربانو اصلا نمیفهمد، چرا که حضرت به فارسی دری صحبت میکند که چند قرن بعد از اسلام زبان ایرانیان شد و بلا گویش محلی مردم خراسان بود و دختر یزدگرد به زبان پهلوی ساسانی حرف میزده. از همه جالب تر اینکه علی (ع) به فارسی دری با شهربانو حرف میزند و شهربانو عربی جواب میدهد.
و جالب تر توجیه مجلسی است از اینکه چرا وی نامش جهان شاه است و علی آن را تغییر میدهد، مجلسی می گوید: "برای اینکه شاه از اسامی خدا است! چنان که در خبر آمده علت (ع) نهی از بازی شطرنج این است که میگویند: "شاه مات شد". به خدا قسم که شاه مات نمیشود!
حدیثی از سجاد (ع) نقل شده که می گوید: "من پسر دو برگزیدهی برترم.(جدش رسول خدا و مادرش دختر یزدگرد پادشاه) : و ان غلاما بین کسری و هاشم / لا کرم من ینطت علیه التمائم (پسر بچه ای در میان خسرو و هاشم / گرامی ترین کسی که بر او حزر های چشم زخم بسته اند)
تفاخر امام به نوادهی شاه ساسانی با روح شیعه مغایر است که برتری نژادی و قومی با روح اسلام متضاد است. از پیامبر هم این وسط نقل شده که: "از میان بندگان خدا، دو نژاد برتر برگزیده است، از عرب قریش و از عجم فارس (یعنی ایرانی ها، قوم پارس که ساسانیان از آنهایند)
شهربانو می گوید: "من قبل از ورود لشکر مسلمین به ایران مسلمان شدم! شبی خواب دیدم که حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) به خانه ی من (کاخ یزدگرد) آمدند و او در خواب مرا با امام عقد کرد. شب دیگر فاطمه (س) آمد و مرا به اسلام خواند و مسلمان شدم."
نکته ی جالب در این روایت اینجاست که اول محمد (ص)، حسین (ع) را با شهربانو عقد می کند (ازدواج یک مسلمان و یک غیر مسلمان) و شب بعد فاطمه (س) او را به اسلام دعوت میکند. راوی از بس عجله داشته اول مراسم ازدواج را میسازد و بعد مراسم مذهبی ورود او را به اسلام!
و این گونه مرد هاشمی با دختر ساسانی ازدواج می کند (پیش از آنکه مسلمان شود و نه به عنوان یک مرد مسلمان و یک زن مسلمان) قومیت رفته در اسلام آمده پنهان میشود، سلطنت ساسانی با نبوت اسلامی پیوند میخورد و فر ایزدی با نور محمدی درمی آمیزد.
غالب اسلام شناسان و ایران شناسان بزرگی که به این گونه روایات ایرانی مآب هم گرایش دارند تا اصالت نهضت اسلام را خدشه دار کنند، آنرا مجعول دانسته اند. مثل هرمان آته، ادوارد براون و کریستینسن.
همچنین این دو روایت از ۱- ابراهیم بن اسحاق احمری نهاوندی که از نظر اعتقاد دینی مشکوک و متهم است و ۲- عمروبن شمر که از نظر علم الرجال شیعه کذاب و جعال وصف گردیده نقل شده است.
شعوبیان به این هم اکتفا نکردند و شخصیت مجعول دیگری ساختند با عنوان"کیهان بانو" خواهر شهربانو! و این چنین کیهان بانو می شود مادر مادربزرگ امام صادق (ع). در حالی که در منابع عربی هیچ نشانی از او نیست.(۲) در خصوص شهربانو هم، با همان سرعتی که وارد تاریخ میشود، با همان سرعت هم خارج میشود و دیگر اثری از او در هیچ یک از ماجراهای مربوط به حسین (ع) نمیبینیم.
این گونه با یک بازی ماهرانه قومیت ایرانی و سلطنت رو به زوال رفتهی ساسانی احیا میشود و شهربانو با همکاری محمد (ص) و فاطمه (س) (۱۸ سال پس از مرگش!) و علی (ع) و حسین (ع) وارد خاندان اهل بیت (س) میشود و به ازدواج حسین (ع) در می آید که سلسلهی امامت از نسل اوست و همسر حسن (ع) نمیشود که فرزندان او امام نیستند!
همسر پیغمبر هم نمیشود که اگر میشد یک همسر عادی مثل بقیه همسران او به حساب میآمد. این گونه شهربانو با تنها فرزندی که به دنیا میآورد (و اتفاقا آن هم پسر است!) و باز هم اتفاقا اسمش سجاد، نسل امامت را ادامه میدهد.
و اینکه چرا این دروغ آشکار توسط "نهضت شعوبیه" ساخته و پرداخته شد، میتوان به اختصار به علل زیر اشاره کرد:
۱- عمر که منقرض کنندهی حکومت ساسانی است در اینجا در مقابل علی (ع) مظهر اسلام و سرسلسلهی اهل بیت قرار میگیرد و محکوم میشود.
۲- انقراض ساسانیان به عمر نسبت داده میشود نه اسلام.
۳- خلافت با سلطنت ساسانی مخالف است اما امامت مدافع آن است.
۴- تسنن (عمر) دشمن سلطنت ساسانی و تشیع (علی) دوستدار آن است.
۵- ورود ایران به اسلام پس از فتح مدائن به وسیلهی عمر و نتیجهی ورود مسلمین به ایران نیست، نتیجهی ورود پیغمبر اسلام و دخترش فاطمه (س) به مدائن و آمدن به کاخ یزدگرد و عقد دخترش و دعوت او به اسلام است.
۶- یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی که به وسیلهی عمر رانده میشود و از برابر سپاه خلیفه میگریزد، به وسیلهی شخص پیغمبر برمیگردد و وارد اهل بیتش میشود و در کنار پیغمبر یکی از دو سرسلسلهای میشود که دودمان نبوت را میسازد.
۷- همهی فضائل و مناقب ائمهی اهل بیت بین تبار پیغمبر اسلام و تبار یزدگرد ساسانی تقسیم میشود.
۸- تداوم امامت سجاد (ع) تا مهدی موعود (عج) تداوم سلطنت ساسانی را در بر میگیرد.
۹- نور محمدی که از نور الهی منشعب شده با فره ایزدی که در تبار ساسانی است و از اهورامزدا سر زده به هم میآمیزد.
۱۰- در ولایت ائمه که حکومت حقیقی شان تا پایان خلقت بر زمین و آسمان جاری است، سلطنت ساسانی نیز وجود دارد.(۳)
پاورقی ها:
۱- نهضت شعوبیه نهضتی بود که در دو قرن اول ورود اعراب به ایران شکل گرفت و پایه کاری خود را بر احیای فرهنگ ایرانی و سلطنت شاهنشاهی گذاشت. در اول کار به آنها "اهل تسویه" می گفتند که خواهان برابری عرب و عجم بودند و شعارشان این آیهی قرآن که: "یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و الانثی و جعلناکم شعوبا.." اما به فاصلهی مدت کمی اهل تفضیل شدند و رای به برتری عجم به عرب دادند و احیای ارزش های قومی و مفاخر تاریخی را دنبال کردند. آنها با داشتن روحیه ی پان ایرانیستی، هر گونه دخالت اعراب در ایران را محکوم می کردند و شروع به کار فرهنگی و جعل داستان ها و نسبت دادن گفته های قومی – ملیتی ایرانی به افراد بزرگ کردند. از جمله همین داستان و اظهار نظرهای عجیب از قول امام صادق (ع) دربارهی عید نوروز!
۲- مغز متفکر جهان شیعه، ذبیح الله منصوری
۳- برداشتی از کتاب ارزشمند تشیع علوی-تشیع صفوی، نوشتهی دکتر علی شریعتی. ص ۹۰-۱۰۴
No comments:
Post a Comment